دیکتاتور

میوه درخت کامکوات قیافه جذابی برای بچه ها دارد. اقای میزبان وقتی نگاه پسرک را دید چند تا چید و یکی را داد دست پسرک. اما ظاهرا طعمش به جذابیت قیافه اش نبود و پسرک با لب و لوچه کج تفش کرد. بعد از چند لحظه با قیافه مصمم رفت سراغ اقای میزبان و بقیه کامکواتها را از دستش گرفت و جلوی چشمان حیرت زده ما که فکر میکردیم لابد نظرش عوض شده یا برای بازی میخواهدشان، همه را مستقیم ریخت توی سطل اشغال!

اصلا چه معنی داره این بزرگترها چیزهایی که من دوست ندارم رو بخورند!

/ 1 نظر / 30 بازدید
الی مامان

همه چیز دنیای کودکی به همین راحتی است دل بستن دل مندن خواستن نخواستن رها شدن و دور انداختن انگار هر چه بزرگت تر می شویم همه ی این صفات را با هم جایی که نتوانیم دوباره پیدایشان کنیم پرت می کنیم جدا اندازه عکس العملش خوب نبودند؟؟؟