حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

ملاقات مجازی

آشنایی حضوری با کسانی که در دنیای مجازی می‌شناسیم از کارهایی است که من اصولا طرفدارش نیستم. اما این یک مورد فرق داشت. در این گروه نزدیک به یک سال بود که در لحظه‌های سخت و شیرین در کنار هم بودیم. به هم کمک کردیم، ایده دادیم، تسلا دادیم... خلاصه وقتی فرصتی برای آشنا شدن با این جمع پیدا شد شک نکردم. دوست داشتم دوستانم را بیشتر و بهتر بشناسم.

تجربه جالبی بود. جمع خوب و صمیمی بود و غیر از این که قیافه همدیگر را نمی‌شناختیم تقریبا همه چیز را در مورد هم می‌دانستیم! اما نکته مهم این بود که قضاوت کردن در مورد آدم‌ها در دنیای مجازی با ضریب خطای خیلی بالایی همراه است، حتی اگر این شناخت در زمان طولانی به دست بیاید. کسی که در دنیای مجازی به راحتی صحبت می‌کرد در دنیای واقع به سختی کلمه‌ای از دهانش خارج می شد. کسی که معمولا منفعل بود مجلس گردانی می‌کرد. حتی عکس‌هایی که از هم و از بچه‌هایمان دیده بودیم کمک کمی می‌کردند. بچه‌ها لاغرتر، چاق‌تر خوشگل‌تر یا مظلوم‌تر از چیزی بودند که دیده بودیم. حالا باید تمام پروفایل ذهنی که از افراد دارم را بازبینی کنم.

 

+ ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۸
comment نظرات ()