حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

پسر کو ندارد نشان از مادر

دیروز پسرک رو با خودم برده بودم دانشگاه، منشی گروه بردش توی جلسه استادها، یکی از استادهامون گفته:" هم قیافه اش شبیه مامانشه، هم اخلاقش، هم اجتماعی بودنش"

آخه بچه غریبی که نکرده هیچ، دونه دونه شونو با دقت نگاه کرده، به خوشگل‌ها و مهربون‌هاشون لبخند زده، بعد هم چهار چشمی رفته توی کار خوراکی‌های روی میز!

+ ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
comment نظرات ()