حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

توجیه نیست

چند روز پیش داشت گریه می‌کرد. انقدر بامزه گریه میکرد که تصمیم گرفتم ازش عکس بگیرم. تا دوربینو دید شروع کرد لبخند زدن. حالا هی من دوربینو می‌برم کنار که دوباره گریه کنه، بعد تا اون قبافه رو میگیره و می‌خواهم عکس بگیرم دوباره می‌خنده.

توجیه نیست بچم: عزیزم واجب نیست که به دوربین بخندی!

خیلی دلم میخواد بدونم فکر میکنه دوربین چیه ...

 

+ ; ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
comment نظرات ()