حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

دوستی مجازی

به شوهرم میگم: میای بریم دیدن بچه دوستم؟ توی بخش .... بیمارستان ... بستریه

میگه: باشه، شماره اتاقشو میدونی؟

میگم: راستش .... نه

میگه: خوب از اطلاعات میپرسیم، فامیل بچه رو میدونی؟

میگم: راستش .... نه

میگه: عیبی نداره برو توی بخش اتاق ها رو نگاه کن. اگر شانست بزنه و مامانش پیشش باشه پیداش میکنی. قیافه مامانشو که میشناسی؟

میگم: راستش .... نه

میگه: ای بابا، خوب عیب نداره وایسا وسط بخش اسمشو بلند بگو. خودش میشنوه میاد بیرون. اسمشو که دیگه میدونی؟

میگم: راستش ..............نه

فکر کنم حالا حالا ها دستم بندازه ......

+ ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢۳
comment نظرات ()