حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

کجا دانند حال ما

یک لحظه ای هست، بعد از مریضی بچه، روزی که داری تب سنج و دستمال های مخصوص پاشویه و پیمانه ها دارو و .... رو جمع میکنی که بذاری سر جاشون، تا کی؟ خدا میدونه. یک حالی از خوف و رجا، یک لبخند نه خیلی گرم..... همون لحظه

 

شکرت

+ ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۳٠
comment نظرات ()