حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

Marley and Me

چند روز پیش تصادفا این فیلم را دیدم. چیز خاصی ندارد که بخواهم به کسی توصیه اش بکنم به جز این که آقای شخص اول فیلم هر وقت قصد داشت خبرنگار باشد شغل نویسندگی ستون‌های ثابت نصیبش می شد و هر وقت می‌خواست ستون بنویسد خبرنگار می شد. اما نکته‌ای که در حاشیه فیلم بود این بود همسر وی که از ابتدا و برای همه زندگی "برنامه" داشت و این برنامه شامل ملاقات با یک مرد جوان خوش قیافه، ازدواج با وی، مهاجرت به یک شهر گرم، پیدا کردن شغلی در روزنامه مورد علاقه و بچه دار شدن بود، بعد از تولد بچه دوم از برنامه‌هایش دست کشید و به خانه داری و تولد بچه های بعدی مشغول شد. به عبارتی تمام برنامه‌ها و جاه طلبی‌ها تنها تا تولد بچه دوم دوام آورد. در کنار این، پدر خانواده هم از شغل جذاب و پرمشغله خبرنگاری در نقاط آشفته جهان دست کشید و به زندگی آرام و نوشتن پست‌های مربوط به زندگی روزمره قناعت کرد.

البته موضوع فیلم سگ خانواده بود. با این حال به نظرم این فیلم علی رغم عنوان "یکی از بهترین فیلم‌های خانوادگی سال" به شدت برای زندگی خانوادگی به خصوص در مقاطعی که روحیه‌ها پایین است ضرر دارد. گفته باشم.....

پی نوشت: روحیه من موقع دیدن این فیلم خوب بود.

+ ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٩
comment نظرات ()