حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

یک قدم دیگر تا استقلال....

براتون نگفتم که تقریبا ده روز پیش به پسرک پیشنهاد کردم بره توی تخت و اتاق خودش بخوابهف خیلی با علاقه اسنتقبال کرد و از اون روز هم توی تخت خودش میخوابه، به همین سادگی، به همین خوشمزگی...

فکر کنم گاهی بچه ها زودتر از اونی که ما فکر می کنیم آمادگی تغییر رو دارند و زودتر از اونی که انتظار داریم مستقل میشن. راستش جاش توی اتاق ما خیلی خالیه. فکر کنم اگر رومون میشد دوباره برش میگردندیم!

+ ; ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥
comment نظرات ()