حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

تام و جری

توی رستوران نشسته ایم و صدا به صدا نمیرسد. صدای پسرکی از میز پشت سر ما بلند میشود که "چه باحال، مثل تام و جری!" همه میزهای اطراف سرشان بر میگردد که تام و جری را ببینند و به جای آن والدین پسرک را می بینند که مشترکا در حال خوردن نوشیدنی مخصوص رستوران با دو نی جداگانه هستند، که البته نوشیدنی توی گلویشان می ماند از این همه نگاه خندان

+ ; ٦:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/۳٠
comment نظرات ()