حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

رودست!

پای کامپیوتر نشستم و غرق کارم که یک صدای خیلی مودب و آروم کنار گوشم میگه: "من آب میخوام. میشه به من آب بدی؟" وقتی بلند میشم که براش آب بیارم از پشت سرم صدای قرچ قروچ صندلی میشنوم. در کمال شیطنت و با یک لبحند گل و گشاد میگه:" میخوام سر جای شما بشینم!" تازه متوجه میشم که این که اصلا برای آب خوردن احتیاج به کمک نداره!

این روزها رودست میخوریم!

 

+ ; ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۳
comment نظرات ()