حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

روایتگر

بعضی آدمها روایتگرند. همیشه چیزی در اتفاقات ساده روزمره پیدا می کنند که روایت کنند. هم توانایی روایت کردن را دارند و هم نیاز به روایت کردن.

پسرک روایتگر است، قصه گوست. اتفاقات روزمره را با جزئیات تعریف می کند. برای تصاویر داستان می سازد، هر بار به شکلی. از بین این داستانها و روایتها، من دغدغه ها و ترس هایش را می شناسم، دلبستگی ها و مشغولیتهایش را کشف می کنم . از همه بهتر: از اتفاقات اطرافش با خبر میشوم.

پسرک داستان پرداز است. از هر تصویر ( یک عکس خانوادگی، یک نقاشی کتاب رنگ آمیزی، یک عکس تصادفی فلان وبلاگی که من میخوانم...) داستانی خلق می کند. داستانهایش برایم بی نهایت جذاب است، بدون ترس از کلمات استفاده می کند، حتی اگر در مورد تلفظش مطمئن نباشد. از گفتن هیچ مفهومی در نمی ماند، و در رساندن مفهوم مورد نظرش کوتاه نمی آید.

روایتگری، قصه پردازی و اعتماد به نفست را دوست دارم، پسرک شیرین من! این سه خصلت را از دست نده، لطفا

 

 

+ ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱۳
comment نظرات ()