حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

با خنده بگو

اصولا بچه بهانه گیری نیست اما چند روزی بود که بهانه گیری می کرد و برای هر چیزی که میخواست نق می زد و گاهی گریه میکرد. یک بار باباش موقع نق زدنش با انگشتهاش دو تا گوشه لب پسرک رو به نشانه لبخند بالا برد و گفت: "با خنده، هر چی میخوای با خنده بگو"

امشب بعد از عمری خواستیم با هم فیلم ببینیم و برای این که اعتراض پسرک رو به حداقل برسونیم کارتون ریو رو انتخاب کردیم. اما ظاهرا پسرک خوشش نیومد و اصرار داشت "بالیبال" بذاریم! ما هم مقاومت میکردیم.

تا این که حوصله اش سر رفت، اومد روبروی باباش، با دو تا انگشت گوشه لبهاشو بالا برد و گفت: " با خنده میگم، بالیبال بذار!"

معلومه که ما هم بالیبال گذاشتیم دیگه...

+ ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٤
comment نظرات ()