حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

کار نشد نداره

از بین کادوهای جشن تولد چند سری آجر خانه سازی (همان لگوی خودمان) را افتتاح کرده و با پشتکار عجیبی چیزهای مختلفی سرهم می کند. امروز در حال لگوبازی با پدرش، چند تکه از خانه سازی های قبلی اش را که بزرگتر هستند آورده و اصرار دارد به مجموعه هنریشان اضافه کنند. پدرش می گوید: "پسرم این که مال اینجا نیست. جا نمیشه"

یک نگاه عاقل اندر سفیهی می کند و آن قطعه را کنار بقیه جا می دهد و خیلی جدی می گوید "دیدی شد!"

 

+ ; ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۸
comment نظرات ()