حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

یک خاطره...

پست قبلی منو یاد یک خاطره انداخت... قبل از این که بچه دار بشم یک بار در جواب دوست عزیزی که توصیه میکرد بچه دار بشم گفتم که چون چندین سال من و همسر مربوطه دوتایی زندگی کردیم الان نمیتونم یک نفر دیگه رو در خلوت دونفره مون بپذیرم.

دوستم از این عبارت "یک نفر دیگه" انقدر خندید که از چشمهاش اشک راه افتاد. میگفت: "نفر دیگه ای در کار نیست. بچه، خودته. یک تکه از وجود خودته"

و من الان میدونم که راست میگفت (البته اون روز اصلا این طور فکر نمی کردم)

+ ; ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱
comment نظرات ()