حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

سلیقه شخصی

یکی از اولین مهمانی های رسمی پسرک است. لباسهایش را آماده کرده ام که موقع رفتن سریع بپوشانم. جوراب های قرمز و خاکستری را با کفشهایش ست کرده ام. یک نگاهی می اندازه و بلند میشود و بدو بدو میرود و جورابهای زرد را می آورد. هر چه اصرار می کنیم و کلک می زنیم و هزارتا بازی در می آوریم کوتاه نمی آید. توی مهمانی جورابهای زردش را نگاه می کنم. به نظرم از قرمزها بهترند. گویا سلیقه جوانها بهتر است :))

معمولا روی کفشهایش هم حساس است. باید حتما خودش انتخاب کند. هنوز هم نفهمیده ایم ملاک انتخابش چیست. اما کفشی را که میخواهیم بپوشانیم از ما میگیرد و داخل جا کفشی میگذارد. بعد کفش مورد نظر خودش را میاورد و جلوی چشممان میگیرد و خیـــــــلی قاطع نگاهمان می کند. تازگی ها کفشهای ورزشی را هم خودش تنهایی میپوشد. (در کفشهای بندی انگشت کوچولو گیر می کند و برای این نیم وجبی سخت است). میپوشد و چسبها را هم میبندد و میرود جلوی در.... یعنی زود باشید من را ببرید گردش!

+ ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٥
comment نظرات ()