حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

یادداشت های روزانه یک نویسنده

یادداشتهای روزانه یک نویسنده عنوان کتابی است ۴ جلدی که شامل مجموعه یادداشتهای داستایوسکی در روزنامه هایی است که به طور متوالی و به دنبال تعطیل شدن روزنامه قبلی با آنها همکاری میکرده. این یادداشت ها در باره مسایل متنوعی است: تحلیل داستایوسکی از یک دادگاه پر سرو صدا، شرحی بر آرایش نظامی کشورهای همسایه، ملاحظاتی در باب وضعیت معیشت مردم پایتخت، یک داستان کوتاه، خاطراتی از دوران کودکی  و ... فکر می کنم در روزگاری که وبلاگ وجود نداشته، این ستون های روزنامه پل ارتباطی مردم با افکار و اندیشه های روزمره نویسندگان و افراد مطرح جامعه بوده، خواندن این کتاب مثل این است که وبلاگ فرضی اقای نویسنده را مطالعه کرده ایم.

چند وقت پیش کتابی با عنوان "بدون لهجه خندیدن" اثر خانم جزایری را خواندم. مجموعه داستان-خاطراتی بود که نویسنده از مقاطع مختلف عمرش تعریف میکرد. مثل این بود که چند پست پرخواننده و پرطرفداریک  وبلاگ محبوب را بدون ارتباط منطقی پشت سر هم چیده باشند، یا یک نفر داستان هایی را که معمولا در مهمانی ها و برای گرم کردن مجلس تعریف می کند مکتوب کرده باشد. البته در اساس اشکالی ندارد ولی فکر می کنم برای این که خواندن چنین کتابی لذت بخش باشد یا باید نویسنده به اندازه داستایوسکی مشهور باشد یا از آن روزمرگی ها زمانی کمی طولانی تر گذشته باشد.

البته منظورم این نیست که این کتاب را نخوانید... بعضی از داستانها بسیار عالی هستند و من چندین بار با صدای بلند خندیده ام (که برای من غنیمت است!). اما اگر در شلوغی کار و بچه و ... به زحمت زمانی را برای خواندن خالی کرده باشید شاید ترجیح بدهید کتاب دیگری را شروع کنید

 

+ ; ٩:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
comment نظرات ()