حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

به یاد استاد منوچهر احترامی

ما برای این پسرک یک سی دی "حسنی نگو یک دسته گل" خریدیدم. خیلی دوست داره و با تمام وجود توجه میکنه.... بعد فکر کردیم لابد به این جور چیزها علاقه داره رفتیم چند تا دیگه از سی دی های همون موسسه رو خریدیم... نگو پسرک رو معجزه شعر استاد احترامی جذب کرده و اصلا توجهی به شعرهای آبکی بقیه نداره... شعرهایی که تقریبا توی همشون عبارت "خدا کنه نمیره" تکرار میشه فقط به این دلیل که وزن و قافیه خوبی داره! 

خلاصه این که سرودن شعر و تهیه برنامه برای کودک خیلی سخت تر از بزرگسال است و بچه ها هم فقط به  رنگ و ریتم قانع نیستند. از همین حالا بعضی چیزها را می فهمند و انتخاب می کنند و بعضی های دیگر را رد می کنند و موقع پخش شدن آنها می آیند سراغ مامانشان که میخواهد بعد از چندین روز وبلاگش را آپ کند!

+ ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۱٩
comment نظرات ()