حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

هدیه ای برای نی نی

امشب رفته بودیم پیتزا فروشی. من و بابای پسرک پیتزا میخوردیم و اون هم با بطری آب و سیب زمینی سرخ کرده سر و کله میزد. بعد یهو آقای گارسون یک چیز بامزه ای برامون آورد: یک چیزی شکل ماهی با دم دراز از جنس خمیر پیتزا که توش پنیر و سبزی معطر و مخلفات داشت، با زیتون سیاه براش چشم درست کرده بودند و با گوجه فرنگی و پودر سبزیجات پولک... برای کوچولومون :))

اون نصفه ای که خودش خورد که هیچ... نصفه دیگه ای که من و باباش نصف کردیم هم خیلی خوشمزه بود. حسابی چسبید. پسرک هم کلی سرگرم شد.

راستش دفعه قبل هم در این پیتزا فروشی به پسرک یک سی دی کارتون کادو دادند که خیلی قشنگ بود. یک دفعه دیگر هم پازل داده بودند.

+ ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۸
comment نظرات ()