حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

بحران

همیشه وقتی شرایط بحرانی و بی ثبات میشد از خاطرات زمان جنگش تعریف میکرد. از پلهای شناوری که برای عبور از روی آب گذاشته بودند و اگر رویشان متوقف میشدند تعادلش به هم میخورد و به آب می افتادند. گویا تنها راه، دویدن از روی پلهای شناور بدون لحظه ای تامل بوده. می گفت در شرایط عدم ثبات تنها راه سریع حرکت کردن به سمت هدف است.

اما این بحران با قبلی ها فرق دارد. تعداد عوامل متغیر در تعیین شرایط انقدر زیاد است که امکان هیچ نوع تصمیم گیری وجود ندارد. یعنی حتی آن هدفی که باد به سمتش دوید هم مشخص نیست.

فکر کنم این جور مواقع بهتر است با آرامش از مسیر خارج شوم و در آب صبر کنم تا شرایط کمی باثبات تر شود. خدا باعث و بانیش را لعنت کند!

+ ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢۱
comment نظرات ()