حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

عادت

آدم به خیلی چیزها عادت می کند: به هر هفته رساندن عزیزش به فرودگاه، به دست تنها بودن در خیلی لحظه ها، به بازی کردن نقش دونفر برای بچه کوچولویی که هنوز نمیداند "رفته سفر" یعنی چه ...

آدم به بعضی چیزها هیچ وقت عادت نمی کند: دیدن جای خالی روی کاناپه، تماشای بازرسی شدن تمام خانه به صورت چهار دست و پا برای پیدا کردن بابا، نشنیدن صدای نفس ارامش بخشت در تاریکی شب ...

امشب باز دلم برایت خیلی تنگ شده

+ ; ٢:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٥
comment نظرات ()