حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

فامیلهای جدید

آدمها پشت در اتاق مراقبتهای ویژه کم کم با هم آشنا میشوند. هر روز از دیدن هم قوت قلب میگیرند... کم کم نگاههای آشنا، "بهترند، ان شاء ا..؟"، "کی قرار برن بخش به سلامتی؟"، کم کم با هم فامیل میشوند بعد از روزهای تلخ. به هم دلداری میدهند، دعا می کنند، برای مریض همدیگر گریه می کنند. پیوندی تلخی بینشان است که برای همیشه باقی میکاند.

+ ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦
comment نظرات ()