حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

آرزوهای بزرگ

١. هفته بعد از کنکور است. در حال مرتب کردن اتاقم که پر از کتاب و جزوه و کاغذ باطله است چند کتاب جالب پیدا می کنم: دو تا از مجموعه سوالات ریاضی و فیزیک خفن، و یک کتاب فیزیک پیشرفته که مدیر مدرسه به مناسبتی هدیه داده است. اینها را به همراه کتابهای ریاضی سال چهارم رشته ریاضی (بعله، ما کلی قدیمی هستیم. زمان ما دبیرستان ۴ ساله بود) که فرصت نکرده ام بخوانم (من تجربی بودم) مرتب و منظم میگذارم روی میزی که تازه تمیز کرده ام. می خواهم در هفته های آینده قبل از شروع دانشگاه مساله ها را حل و کتابها را بخوانم. چند سال بعد موقع اسباب کشی از آن خانه خواهرم همه را به جز کتاب فیزیک که تقدیرنامه مدرسه دارد دور میریزد. هیچ کدام خوانده نشده بودند!

٢. تازه فیلم عروسی را تحویل گرفته ایم. در دفتر آتلیه ایم و توانسته ایم قانعشان کنیم که در ازای مبلغ نسبتا زیادی فیلمهای خام عروسی را تحویلمان بدهند. می خواهیم خودمان یک فیلم دیگر میکس کنیم که به جای این صحنه های نمایشی احمقانه، صحنه های واقعی عروسی ما باشد. بسته بزرگ فیلمها را گوشه کمد میگذاریم تا در اولین فرصت بازبینیشان کنیم و صحنه های مورد نظرمان را انتخاب کنیم. بسته ها هنوز گوشه کمد هستند، دست نخورده.

 

٣. کم کم کارهای قبل از تولد بچه تمام شده است و من آخرین تدارکات را برای بعد از تولدش آماده می کنم. یک لیست از کتاب هایی که جالبند و من فرصت نکرده ام بخوانم تهیه کردم که بخرم و در مدت بیکاری! بعد از زایمان بخوانم. دلم خوش است که فعلا ٣ کتاب که از نمایشگاه چند سال قبل خریدم خوانده نشده اند و تا تمام شدن آنها فرصت دارم لیستم را بخرم. لیست که هنوز در کشو است. آن کتابها هم هنوز خوانده نشده اند. البته تجربه نشان داده اگر کتابی را به هر دلیل طی هفته اول خریدش نخوانم احتمالا هیچ وقت نمیخوانم)

۴. کم کم برای برگشتن به سر کار آماده می شوم. کابینتها را مرتب می کنم که در یک کابینت به تعداد زیادی شیشه بر میخورم. شیشه های خیارشور و زیتون و .. که همگی تمیز و مرتب و شسته شده منتظرند تا من امسال که در خانه هستم کدبانوگری کنم و مربا بپزم و در این شیشه ها بریزم و نگه دارم! در حالی که به تصویر خودم در حال شستن این شیشه ها می خندم کابینت را خالی می کنم.

+ ; ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳۱
comment نظرات ()