حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

آرزو

در مسجد ایاصوفیه ستونی هست که بر اثر نفوذ آب باران به تدریج سوراخ شده و در بعضی از اوقات سال کمی هم نمناک است. این حفره نسبتا بزرگ است و معمولا صفی از توریستهای خوشحال در مقابلش صف کشیده اند تا انگشتشان را در آن فرو کنند که میگویند باعث برآورده شدن آرزو می شود!

وقتی ما آنجا بودیم غیر از ما 4 یا 5 گروه ایرانی دیگر هم در مسجد بودند ولی من (که بچه به بغل کمی دورتر از جمع ایستاده بودم و از روی فضولی آمار آدمهای داخل صف را میگرفتم) هیچ ایرانی را ندیدم که دست به دامن این سوراخ دعا بشود. در عوض تا دلتان بخواهد توریست اروپایی و .. خوشحال با شلوارک های صورتی و موهای بلوند طبیعی در این صف می ایستادند و بعضی هایشان هم گویا آرزوهای تمام اهالی شهرشان را هم اعلام میکردند و صدای پشت سری ها را در می آوردند.

ما که در ایران از این سوراخ دعاها زیاد داریم. یک نفر بررسی کند اگر کمبودی هست چند تایشان را صادر کنیم به این ممالک که کمبود ایشان هم مرتفع بشود.

+ ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٤
comment نظرات ()