حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

سهم

نیمه شعبان بود. سر کوچه داشتند ساندیس پخش میکردند. پسر جوانی که ساندیس را به ماشینها تعارف میکرد با دیدن پسرک که عقب ماشین با دهن باز در حال تماشا بود 3 تا ساندیس تحویل ما داد. چند لحظه ای طول کشید تا من حکمت سومی را بفهمم..... پسرم  هم سهم گرفته بود!

خوب البته فعلا مامانش سهمش را خورد تا بعد. یک ساندیس طلبت، پسرم

+ ; ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٦
comment نظرات ()