حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

از این کار متنفرم

راستش را بخواهید من هیچ وقت کار خونه را دوست نداشتم. در سن و سالی که همکلاسی های من مادرهایشان را با فضولی در آشپزی و کثافت کاری در آشپزخانه کلافه میکردند من اصلا علاقه ای به این کارها نداشتم. در سن و سالی هم که کدبانوگریشان را به ظهور می رساندند و غذاها و شیرینی های جدید و جالب درست میکردند و پدر و مادرشان کیف میکردند باز هم اهل این نوع هنرها نبودم. بعد از ازدواجم هم وضع همین طور ماند. به خاطر شکل زندگی ما که کمتر در خانه بودیم وقت کمتری برای کارهای خانه میگذاشتم. آشپزی این وسط استثنا بود، بیشتر به خاطر علاقه شخصی به غذای خوشمزه :)

حالا که تقریبا دائم در خانه هستم بیشتر از قبل خانه داری میکنم. اما بی علاقگی من به کارهای خانه تغییری نکرده. دیروز متوجه شدم تعداد زیادی از کارهای خانه هستند که من از آنها متنفرم و این جمله را در هنگام انجام دادنشان به خودم یادآوری میکنم و همین باعث میشود کارها برایم سخت تر بشود. تصمیم گرفتم در این پست یک لیست از این کارها به ترتیب نفرتم! بگذارم. این جوری هم مجبور میشوم یک کمی حیا کنم و بعضی ها را از لیست خارج کنم و هم کم کم تلاش کنم هر کدام را که آخر لیست قرار می گیرند یک جوری دوست داشته باشم! به تدریج ان پست را ویرایش خواهم کرد

 

1. پاک کردن اجاق گاز

2. تعویض ملافه تخت

3. پهن کردن لباس های شسته شده (به جز لباسهای بچه)

4. گردگیری صندلی ها و مبلها

 

+ ; ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۸
comment نظرات ()