حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

کاریکاتور

آخر یکی از جزوه های دوران دانشجویی یک کاریکاتور کشیده بودن که در صحنه اول آقا گوسفنده، خانم گوسفنده رو میبینه و کلی قلب میریزه روی سرش. بعد میره یک دسته گل براش میچینه و بهش میده. این دفعه یک عالمه قلب میریزه روی سر خانم گوسفنده......... بعد خانم گوسفنده در مقابل چشمان حیرت زده آقا گوسفنده با یک حرکت همه گل‌ها رو می‌بلعه!

حالا قضیه ماست با این پسرک. هر چیز جدیدی که نشونش میدیم با عشق و علاقه نگاش میکنه و محوش میشه. بعد با تلاش فراوووووون می‌گیرتش، بعد هم در اولین حرکت می‌کنه توی دهنش!

+ ; ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢۳
comment نظرات ()