حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

چون دوستت دارم

داریم برای خواب آماده میشیم. پسرک بدو بدو میاد و لبهای کوچولوش رو میچسبونه به لپ من و بعد میگه: این بوس شب به خیر نیست ها، بوس دوست داشتنه.....

 

 

+ ; ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٥
comment نظرات ()

من و پسرک

فعلا فلسفی ترین سوالی که درگیرش هستیم اینهاست: کامیون شاستی بلنده؟ پس شاستی کوتاهه؟ تراکتور چطور؟ بولدوزر که شاستی بلنده، جرثقیل که خیلی شاستی بلنده، مگه نه؟!

+ ; ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢
comment نظرات ()