حادثه مترقبه

تولد پسرم حادثه کاملا مترقبه‌ای بود که زندگی من را بیش از مقدار مورد انتظار از مسیر خارج کرد.

خانه

یک خانه وقتی خانه توست که یک لحظه به خودت بیایی و ببینی که نمیدانی چند دقیقه است که در دستشویی در حال فکر و خیالی!

من بانوی این خانه ام. خودم وسایلش را چیده ام و همه جایش را نظافت کرده ام. در آشپزخانه اش آشپزی می کنم، در اتاق نشیمنش آواز میخوانم و در اتاق پذیرایی جلوی مهمانها میوه میچینم، اما هنوز در دستشویی اش فکر نمی کنم. این جا هنوز خانه من نشده ...

+ ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٦
comment نظرات ()

بالاخره چی؟

برای ناهار رفتیم یک رستوران بیرون شهر. برامون ماست آوردند. یکی از همراهانمون گفت: این همه راه اومدیم اینجا چرا ماست محلی ندارند؟ ماست پاستوریزه که تهران هم هست.

شوهرم یک نگاهی به یخچال رستوران انداخت و گفت: اتفاقا ماست محلی دارند. بگم بیارند؟ گفت: نه بابا. ماست محلی چیه صد جور مرض میاره ...

 

+ ; ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٤
comment نظرات ()

شکمو

غمها و دلتنگیها همراه با یک خوراکی خوشمزه قابل تحمل ترند!

+ ; ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٩
comment نظرات ()

هم سفره

هنوز همه کارتن ها باز نشده اند، اما اتاق خواب مرتب شده و آشپزخانه قابل استفاده. وقتی رادین بیدار است اصلا فرصت نمیدهد کاری انجام بدهم. به محض این که نگاهش نکنم جیغ میکشد.حجم صدایی که ایجاد میکند با توجه به جثه اش خیلی زیاد است.

موقع تا کردن لباسها و ملافه ها دالی بازی میکنیم و موقع بریدن پوشش کف کابینتها هزارتا ادا برایش در می آورم ولی بالاخره حوصله اش سر میرود. یک سیب قرمز هوس انگیز را حسابی میشورم و رادین را بغل میکنم. یک قاچ از سیب رابه  دستش میدهم که هم به لثه های ملتهبش بمالد و آرام شود و هم چند قطره ای از آبش را بمکد. با ذوق فراوان میگیرد و دست به کار میشود. بقیه سیب در دستم است و شروع میکنم به گاز زدن. خواسم به دهن رادین است که مبادا تکه ای را جدا کند و  همزمان سیب میخورم.

با پسرم هم سفره شده ایم. با هم یک سیب را شریکی خوردیم. مردی شده است برای خودش !

+ ; ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٤
comment نظرات ()

فقط بگو چطوری

این که چطور شیشه هایی که با اون همه دقت و با نظارت ! سه تا کارگر متخصص بسته بندی و ارسال کالا به شهرستان پیچیده بودیم رو شکستید مهم نیست. این که چطور میز تلویزیون رو خرد و خمیر و غیر قابل استفاده کردید هم مساله ای نیست. این که چرا یکی از عسلی ها کلا ناپدید شده هم هیچ. بقیه خراشها و ضرب دیدگیها و ... روی مبلها و تخت و یخچال هم به کنار

فقط برای من توضیح بدهید چظور توانستید بگویید:"خانم انعام ما هم فراموش نشه"

+ ; ٥:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱۳
comment نظرات ()

به هر کجا که روی

چیزهای زیادی هست که وقتی نصف شب در غربت خوابم نمیبره منو به یاد محله خودم بندازه، مثل صدای دزدگیر ماشین همسایه نازنین که هیچ علاقه ای هم به قطع کردنش نداره و هر بار که یک گربه ای چیزی از کنارش رد میشه هوار میکشه ...

+ ; ٥:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱۳
comment نظرات ()

بچه از پا سرما میخوره

اگر در خیابان پدر یا مادری بچه اش را کتک بزند، در مقابل چشم مردم تحقیرش کند یا هر سوءرفتار دیگری داشته باشد به ندرت کسی مداخله می کند و تذکری می دهد. اما اگر قسمتی از ساق پای بچه بیرون باشد حتی پسربچه های دبیرستانی هم احساس تکلیف میکنند که به مادرش یادآوری کنند : "بچه از پا سرما میخوره"

+ ; ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٧
comment نظرات ()

آیدای پیاده رو

خواندن این پست پیاده رو را به همه تازه مادرها و مادرهای آینده توصیه میکنم. 

بقیه هم بخوانند ضرر نمیکنند!

+ ; ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٧
comment نظرات ()

جرم: بارداری

١. جلسه نقد سریال "دارا و ندار"  است. آقای روحانی میفرمایند:"سریال پر از بی حیایی و بی عفتی بود. مثلا حانم باردار با مردها در مورد سرنوشت فرزندش صحبت میکرد. زنان مناطق محروم خیلی باحیا هستند و در مورد بارداریشان صحبت نمیکنند." من البته سریال را ندیدم ولی هر چقدر فکر کردم نفهمیدم چرا باید صحبت کردن در مورد آینده جنین مصداق بی عفتی باشد! البته ایشان هم احتمالا خیلی در مناطق محروم رفت و آمد نکرده اند. در محیطهایی که زنها نصف بیشتر سن باروریشان را یا باردارند و یا شیر میدهند صحبت کردن در مورد این مسایل خیلی طبیعی است.

٢. خانم جوانی که بعد از عقد قرارداد یک ساله برای کاری در حد پاسخگویی تلفنی به مشکلات مشتریان متوجه شده باردار است را وادار می کنند قراردادش را فسخ کند. هیچ جای قرارداد  نوشته نشده ایشان حق ندارد بارداد شود و بارداریش هم هیچ منافاتی با کارش ندارد. کارفرما با صدای کلفتش فریاد میزند :"ایشون ما رو فریب دادند. بارداریشونو مخفی کردند" و هر کسی بشنود فکر می کند عروس باردار به خانه برده است! هر چه خانم توضیح میدهد که اصولا در زمان عقد قرارداد نمیدانسته باردار است متوجه نمیشود. چند تا از آقایان پزشک پادرمیانی می کنند و یک جوری که بفهمد برایش توضیح میدهند که تا چند هفته بعد از شروع بارداری مادر خبری از بارداریش ندارد. رنگ زن بیچاره پریده ...

٣. به دنبال پزشک طرحی با تواناییهای خاصی هستند. چند نفری را با ویژگیهای مورد نظرشان معرفی میکنم. می گویند که فقط دنبال خانم های مجرد هستند. چون آقایان به دلیل مسئولیتهای مالی چنین شغل کم درآمدی را قبول نمی کنند. خانمهای متاهل هم ممکن است باردار بشوند و بخواهند از مرخصی زایمان استفاده کنند...

+ ; ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٧
comment نظرات ()

ناظر

قبل از بچه دار شدن همه به من گفته بودند که دیگه وقتت مال خودت نیست و نمیتونی مثل قبل به تفریح و کار و ... برسی، اما هیچ کس نگفته بود زیر نگاه معصوم این کوچولو دیگه حتی نمیتونی یک دل سیر گریه کنی ...

+ ; ۸:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٦
comment نظرات ()

چوب دو سر نجس

از مصادیق آن زن شاغلی است که در منزل کار می‌کند. همه از کارفرما و مادر و همسر و ... متفق القولند که "شما که وقتتون آزاده"

+ ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٤
comment نظرات ()

حسرت

از زمان تولد پسرم، خیلی فرصتها را از دست داده ام، بی حسرت. از فرصت خواب و استراحت و تفریح تا فرصت های شغلی و تحصیلی، این اولین بار است که فرصتی را با حسرت از دست می دهم، فرصت با تو بودن.

دلم گرفته. تنها میروی و من دلتنگت می شوم.

+ ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢
comment نظرات ()